دو نفر در کافه، در حال گفت‌وگو و بررسی برگه‌ها و یادداشت‌ها
عکس استوک گفت‌وگو و بررسی مدارک در کافه، ۲۰۱۸؛ تصویر توضیحی برای مسیر تصمیم‌گیری، نه یک معامله یا مشتری گزارش‌شده در این مقاله. عکس: Rawpixel Ltd / CC BY 2.0. · منبع تصویر · شرایط استفاده

تفاوت بازاریابی B2B و B2C را نمی‌توان فقط با دو عبارت «خرید منطقی» و «خرید احساسی» توضیح داد. در هر دو، انسان تصمیم می‌گیرد و با محدودیت، نگرانی و انتظار روبه‌روست. تفاوت کاربردی را باید در نقش خریداران، پیامد اشتباه، شواهد لازم و مسیر تأیید پیدا کرد. همین عوامل تعیین می‌کنند چه پیامی بسازیم و پس از دریافت درخواست چه کنیم.

اول نقش‌ها را پیدا کنید، نه فقط عنوان مخاطب را

در خرید سازمانی ممکن است استفاده‌کننده، پیشنهاددهنده، مسئول خرید و تأییدکننده بودجه افراد متفاوتی باشند. OpenStax در توضیح مرکز خرید سازمانی این نقش‌ها را از هم جدا می‌کند و یادآور می‌شود که یک نفر می‌تواند چند نقش داشته باشد. بنابراین تعداد عنوان‌های شغلی را با تعداد تصمیم‌گیرندگان واقعی برابر نگیرید.

در خرید مصرفی نیز گاهی پرداخت‌کننده و استفاده‌کننده یکی نیستند. خرید برای خانواده می‌تواند به توافق چند نفر نیاز داشته باشد. برای هر فرصت فروش بنویسید چه کسی نیاز را مطرح می‌کند، چه کسی از محصول استفاده می‌کند و چه کسی می‌تواند تصمیم را متوقف کند.

ریسک و آشنایی، طول مسیر را تغییر می‌دهند

خرید تکراری یک قلم مصرفی برای شرکت ممکن است سریع باشد؛ انتخاب یک وسیله گران‌قیمت برای خانه ممکن است هفته‌ها بررسی بخواهد. پس از برچسب B2B یا B2C، مستقیم به کوتاه یا بلند بودن مسیر نپرید. تازگی خرید، هزینه تغییر، پیامد خرابی و آشنایی با تأمین‌کننده را هم بررسی کنید.

شرح فرایند خرید سازمانی در OpenStax مراحلی مانند تعیین نیاز، بررسی تأمین‌کننده و ارزیابی عملکرد را توضیح می‌دهد. برای استفاده عملی، ببینید کدام مرحله در خرید خاص شما واقعاً وجود دارد؛ همه مشتریان همه مراحل را با یک ترتیب و شدت طی نمی‌کنند.

برای هر نگرانی، مدرک مناسب بسازید

مثال کاملاً فرضی: یک دستگاه قهوه هم به خانه فروخته می‌شود و هم به دفتر. خریدار خانگی شاید درباره جاگیری، نظافت و کیفیت نوشیدنی سؤال کند. مسئول دفتر علاوه بر تجربه مصرف، به ظرفیت، سرویس و پاسخ‌گویی تأمین‌کننده نیاز دارد. این‌ها فرضیه شروع تحقیق‌اند، نه قانون ثابت درباره همه خریداران.

یک بروشور یکسان ممکن است هیچ‌کدام را خوب پوشش ندهد. برای هر نقش، سؤال اصلی، مدرک لازم و شکل مناسب ارائه را بنویسید: نمایش استفاده، مشخصات قابل بررسی، نمونه قرارداد خدمت یا توضیح مراحل خرید. فقط شواهد واقعی و قابل ارائه را وعده دهید.

دعوت به اقدام را با آمادگی خرید تنظیم کنید

در یک خرید ساده، افزودن به سبد می‌تواند قدم مناسب باشد. در یک تصمیم پیچیده، درخواست جلسه بررسی، نمونه یا روشن کردن نیاز ممکن است منطقی‌تر باشد. فرم طولانی برای مشتری آماده خرید، و فشار خرید فوری برای فردی که هنوز باید همکارش را قانع کند، هر دو اصطکاک ایجاد می‌کنند.

با تیم فروش درباره تعریف درخواست مناسب، زمان پاسخ و مرحله بعد توافق کنید. هماهنگی مارکتینگ و فروش زمانی کاربردی می‌شود که بازخورد درباره دلیل پیشرفت یا توقف فرصت‌ها به محتوا و پیشنهاد برگردد، نه اینکه فقط تعداد لید ردوبدل شود.

یک نقشه تصمیم کوتاه بسازید

برای یک محصول مشخص، پنج خانه را پر کنید: موقعیت خرید، افراد مؤثر، نگرانی اصلی، مدرک لازم و قدم بعدی. سپس شاخص را به همان مسیر وصل کنید؛ خرید تکراری، جلسه واجد شرایط و قرارداد، نتایج متفاوتی‌اند. در مشاوره فروش، این نقشه کمک می‌کند تفاوت B2B و B2C از یک تعریف آموزشی به تصمیم روشن درباره پیام، فرایند و پیگیری تبدیل شود.