
یک روز صبح که به دفتر رسیدم، یک بسته خرمای پیارم مانی روی میزم بود. تیم با معنای دوگانه واژه Date در انگلیسی بازی کرده بود و بر اساس آن، اجرایی برای محصول ساخته و روی میز همکاران در شرکت و کارخانهها قرار داده بود. آنچه برای من اهمیت داشت، فقط جذابیت ایده نبود: پشت این اجرا هیچ بریف یا درخواست مستقیمی از طرف من وجود نداشت.
تیم فقط دریافتکننده دستور نیست
وقتی اعضای تیم، محصول و زبان برند را میشناسند، میتوانند فرصت را ببینند و برای آن راهحل بسازند. این با اجرای دقیق یک سفارش فرق دارد. در اجرای سفارش، مسئله و مسیر تا حد زیادی تعیین شدهاند؛ در ابتکار، تیم خودش بخشی از مسئله را تشخیص میدهد و درباره پاسخ آن فکر میکند.
این تجربه برای من نشانهای از اهمیت فضایی بود که در آن، اعضای تیم بتوانند پیشنهاد بدهند و مسئولیت اجرای ایده را بپذیرند. یک اتفاق کوچک بهتنهایی ثابت نمیکند همه فرایندهای مدیریت درستاند، اما میتواند نشان دهد استقلال و شناخت برند در یک موقعیت واقعی به هم رسیدهاند.
تفویض یعنی روشن کردن مرزها
استقلال، به معنی نامشخص بودن هدف یا حذف هماهنگی نیست. تیم باید بداند چه چیزی با هویت برند سازگار است، برای چه هزینهای اختیار دارد و کجا باید تأیید بگیرد. هرچه این مرزها روشنتر باشند، نیاز به گرفتن اجازه برای جزئیات کمتر میشود.
- مسئله و نتیجه مطلوب را روشن کنید، اما همه قدمها را از پیش تعیین نکنید.
- اطلاعات محصول و شناخت مشتری را در دسترس تیم بگذارید.
- برای آزمونهای محدود و قابل بازگشت، اختیار مشخص تعریف کنید.
- بعد از اجرا، درباره منطق انتخاب و آموختهها صحبت کنید.
نقش مدیر بعد از یک ایده خوب
اگر هر پیشنهاد تازه فوراً به سلیقه مدیر بازنویسی شود، پیام پنهان این است که تصمیم نهایی همیشه باید شبیه فکر او باشد. میتوان معیار داشت، سؤال سخت پرسید و کیفیت را بالا برد، بدون اینکه مالکیت فکر را از تیم گرفت.
برای من، این اجرای مانی یادآور همین نکته بود: تیم خوب باید بتواند گاهی مدیرش را غافلگیر کند. ارزش این غافلگیری در عجیب بودن ایده نیست؛ در دیدن فرصتی است که تیم خودش آن را فهمیده و به اجرا رسانده است.
مطالعه مرتبط: فوریت کاذب و فرسایش اختیار تیم.
بازنویسی و بسط یادداشت من در لینکدین؛ تاریخ درجشده، تاریخ انتشار در سایت است.